العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )

610

تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )

ممكن نيست انسان كارى انجام دهد مگر براى او نفع دنيوى يا اخروى داشته باشد پس مقصود وى در قسم خوردن بر كار بى رجحان نفع معتنى به است نه هر چه مرجح فعل شود يا نفع غير عقلائى داشته باشد . سوگند خوردن به كار ديگران تعلق نمىگيرد مثل آن كه بگويد به خدا كه فلانى آن كار را انجام داد يا مىدهد و نيز قسم به گذشته تعلق نمىگيرد و اگر راست باشد در مرافعات و محاكمات حرام نيست و گاه واجب است . قسم به كار محال تعلق نمىگيرد مثلا اگر قسم بخورد با ضعف پياده به مكه رود يا هر شب احيا كند و نخوابد و مقصود محال عقلى نيست بلكه محال عادى و شرعى را نيز شامل مىشود و اگر زن قسم بخورد هر پنجشنبه روزه بدارد آن پنجشنبه كه حيض بيند از او ساقط است و كفاره ندارد و اگر وقتى عملى بر وى ممكن بود و قسم خورد پس از آن عاجز شد عمل نيز ساقط مىشود . مثلا جوان نيرومند بود و قسم خورد هر جمعه پياده به زيارت رود پس از آن پير ناتوان شد . اگر مصلحت ضرورى مقتضى شود مىتواند قسم بر خلاف واقع ياد كند و اگر بتواند توريه كند يعنى لفظى بگويد و خلاف معنى آن در دل گيرد .